مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
367
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - دارين سازند ، از اين روى ، كار مقاتلت به مماطلت مىرفت وحديث مناطحت 2 به مسامحت مىگذشت ودر خلال اين حال ، از جانبين ارسال رسل وتحرير مكاتيب تقرير يافت ، وروز عاشورا نيز تا چاشتگاه ، كار بدين گونه مىرفت . اين هنگام مكشوف افتاد كه : پسر پيغمبر ، جلباب ذلت در بر نخواهد كرد وعبيداللَّه زياد ، بغضاى 3 آن حضرت را دست باز نخواهد داشت . لاجرم از هر دو سوى ، رزم را تصميم عزم دادند . مبارزهء ابن عمير با غلام زياد نخستين كس از سپاه عمر سعد ، يسار ، غلام زياد ابن أبيه بود كه أسب بزد وبه ميدان آمد ومبارز خواست ، از ميان أصحاب ، عبداللَّه عمير أسب برانگيخت وبا أو روى در روى شد . يسار گفت : « كيستى ؟ ونژاد از كه دارى ؟ » گفت : « اينك منم عبداللَّه بن عمير . » يسار گفت : « تو را نمىشناسم ، باز شو وزهير بن قين وحبيب بن مظاهر را كه قرن من توانند بود ، به من فرست . » عبداللَّه بن عمير گفت : « اى پسر زانيه ! مگر خاص تو كرده اند كه هر كه را به مبارزت بخواهى برگزينى ؟ » اين بگفت وأسب بر جهاند ودررسيد وتيغ براند ويسار را از أسب در انداخت . سالم ، غلام عبيداللَّه چون اين بديد ، بتاخت تا يسار را انتصار كند ، أصحاب حسين عليه السلام عبداللَّه را بانگ زدند كه خويشتن را واپاى 4 كه دشمن فرا رسيد . عبداللَّه چون مشغول مقتول خويش بود ، اصغاى اين كلمه نفرمود . لاجرم ، سالم چون ابر مظلم برسيد وتيغ بزد . عبداللَّه دست چپ را به جاى سپر ، وقايهء 5 سر ساخت وانگشتانش به زخم تيغ از تن باز شد . عبداللَّه بدين زخم ننگريست وچون شير زخم خورده ، عنان برتافت وسالم را به زخم شمشير از قفاي يسار به دار البوار 6 فرستاد وهمچنان بر پشت فرس ، از چپ وراست تكتازى همى كرد واين شعر به ارجوزه قرائت فرمود : إن تنكروني فأنا ابن كلبِ * إنِّي امرء ذو مرّةٍ 7 وعضبِ 8 ولست بالخوّارِ 9 عند السّلبِ بعد از قتل ايشان ، عمرو بن الحجاج با جماعتى از سپاه كوفه ، ميمنهء لشگر حسين را نصب العين كرد . چون مسافت بين الفريقين اندك شد ، سپاهيان حسين زانو بر زمين نهادند وسنان نيزههاى هفت باز را به سوى دشمن دراز كردند . خيل خصم چون در رسيدند ، از سنان نيزهها بترسيدند وپشت دادند وأصحاب حسين عليه السلام ، ايشان را به تيرباران گرفتند . بعضي درافتادند وجان مىدادند وگروهى ، زخم تير بخستند وبچستند . 1 . مطرود : رانده شده . 2 . مناطحت : شاخ به شاخ گذاشتن ( كناية از جنگ نمودن ) . 3 . بغضاء : كينه . -